تبلیغات
جایی برای دلتنگی هایم... - هعی ....

هعی ....

جمعه 29 شهریور 1392 01:58 ب.ظنویسنده : sara

 
دوروزه دلم بد جور گرفته خدا خودمم نمیدونم چرا تو میدونی خدا ؟؟؟؟؟؟؟؟ 
 

شعر خودمم یادم رفته چی بود همیشه میگقتمشا ....




آخرین ویرایش: جمعه 29 شهریور 1392 02:00 ب.ظ

 
شنبه 25 شهریور 1396 04:36 ب.ظ
Hi, I think your website might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog in Safari, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, awesome blog!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:19 ب.ظ
It's remarkable to pay a quick visit this web site and
reading the views of all friends about this paragraph, while I am also eager
of getting knowledge.
سه شنبه 2 مهر 1392 12:49 ق.ظ
دلت برای چیم تنگ شده بود آجی؟؟؟؟
من خواهر میخوام
sara
یکشنبه 31 شهریور 1392 09:13 ب.ظ
من ؟؟؟اشتباه نمیکنی؟؟؟
بامنی؟؟؟
ممنونم.......ولی جواب بدی رو با بدی نمیدن
خوبه آدم کمک کنه بعضی وقتها...
خوبه گذشت داشت...خوبه باز آدم
از سر شروع کنه برادر و خواهری رو...
خییلی خوبه
تیاناز
سلام علی جان دلمون تنگ شد ... مرسی که سر زدی...
یکشنبه 31 شهریور 1392 01:41 ب.ظ
شعرش اینه سایه خانم بختیاری.....
من از بیگانگان هرگز ننالم که بامن هرچه کرد این آشنا کرد
تیاناز
سلام ... مرسی از حضورتون اقا علی..
جمعه 29 شهریور 1392 02:23 ب.ظ
دردت به جونم چرا دلت گرفته نفس مامان
sara
نیدونم :(((((
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر