تبلیغات
جایی برای دلتنگی هایم... - بچه کهـ بودم

بچه کهـ بودم

یکشنبه 24 آذر 1392 08:22 ب.ظنویسنده : sara

 

بچه بودم شبا تو جام با خدا حرف میزدم بعد چشامو میبستم میگفتم 


حالا تو حرف بزن نه واقعا انتظار زیادی بود که دو کلمه حرف میزدی با یه بچه


 تنها?



آخرین ویرایش: یکشنبه 24 آذر 1392 08:33 ب.ظ

 
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:19 ق.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored material stylish.
nonetheless, you command get bought an nervousness over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again as exactly the same nearly very often inside case
you shield this increase.
سه شنبه 26 آذر 1392 10:08 ب.ظ
سلام وبلاگ زیبایی داری بهت تبریک میگم.
sara
سلام
مرسی ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر